شعر آزاد

مطالب ادبی شعر آزاد

جدیدترین اشعار اعضا سایت شعر آزاد

دستهای شفابخش تو

❆ دست های شفابخش تو: هر شب تا صبح با افکاری مشوش، در یادت سرگردانم… خیالت اثر نمی کند! هیچ چیز آرام نمی کند مرا جز مسکن دست های شفابخش تو #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #شعر_کوتاه

رفتن مادر

❆ رفتن مادر: رفتی تو مادر و دلتنگی بر دل تنگ ما نشست دیر زمانی است در خانه جای تو خالی است خالی از خوشحالی است. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #شعر_کوتاه

جمعه یعنی بی رحم ترین کجایی

جمعه یعنی در کوچه پس کوچه های  قلبم خیالت را جستجو کنم   و پیچش  نیلوفری  صدای اشنای دوستت دارم هایت را  دنبال  لیک نه   نشانی  بیابم  نه ردپای صدایی  جمعه یعنی   بی رحم  ترین خورشید ارزو هایم کجایی؟؟؟!!!.. #لعیا_قیاثی

گره ی چشمانمان

💞🍃چشمانم که در چشمانت گره میخورد نمیدانم دمای تنم را با کدامین   فصل سال  تنظیم کنم. #لعیا_قیاثی 🍃🌺

عاشق دیدار

اگر این اشکِ غزل هایم از انکار تواند این همه واژه چرا عاشقِ دیدار تواند پشت پلکم چقَدَرگریه که خشکیدونریخت هر دو چشمم چه وقیحانه طرفدار تواند من و مهتاب و سحر چله نشین تو شدیم اطلسی ها که پلاسیده و بیمارِ تواند لشکرِ تشنه به خونم شده هر خاطره ات شب و دلتنگی و […]

آواز اشباح

آواز اشباح: در ایستگاهی متروک به قعر فضا می آید به گوش فضانوردی تنها آواز اشباح #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #سایفایکو (سایفایکو ملهم از هایکوی ژاپنی است و از واقعیات علمی, ژانرهای علمی تخیلی (سایفای)، فانتزی و وحشت بهره می برد.)

گاهی…

گاهی بعضی لبخند ها آن قدر بغض دارند که گریه خنده اش می گیرد! #فرشته_محمودی

غزل

دلگیرم‌ و ابری ابری رو به بارانم انبوهی از فریادم و در مرز طغیانم چون انعکاس مرگ بر دستان یک انسان سرمای جان فرسای شب های زمستانم ای کاش یک طوطی بیاید برملا سازد راز منی که عشق داش آکل به مرجانم آن ها که می گفتند ما دور تو می گردیم هر بار دورم […]

يلدای بی پایان

یلدای بی پایان من آن شکسته گلویم، خراب افتاده  خزان طی شده را در شراب افتاده گذشته از سر ساقی ،شمار جام بلور سیاه مستم و پیک از حساب افتاده میان عقل و توهم میان شعر وشعور به روی روح وروانم سراب افتاده گذشت فصل خزان وتگرگ نزدیک است درون خانه ی ویران، که آب […]

شب شیدایی

شب شیدایی پاییز خیال تو عجب رویایی است با بودن تو زمین پر از زیبایی است در جنگل خیس خاطراتت گشتن تکرار دل انگیز شب شیدایی است #اکرم_تقواپور

اهل بجنوردم

اهل بجنوردم… روزگارم بد است و… روزهایم بدتر…. شب ها خواب به چشمانم … نمی آید…. روزها در خوابم … شب ها که پای بساط می نشینم… فراموش می کنم … گاهی…. که من هم یک انسانم…

چشمان سبز بهارپوشش

چشم هایش چون بهار سبز پوش است انگار در مردمک چشمانش گل همیشه بهارریشه دوانده، که با یک نگاهش در سرمای تنم هزارهزارشکوفه ی عشق می روید… #لعیا_قیاثی

آثار و مطالب عمومی

اشعار شعرای کلاسیک

آثار فرهنگی و اجتماعی