شعر آزاد

مطالب ادبی شعر آزاد

جدیدترین اشعار اعضا سایت شعر آزاد

ان هاکه مثل گلهای همیشه بهار زیبایند

این ادمهای خوب  زندگی ات  انها که وقتی کنارشان  مینشینی وباخود عطر  تمام گلهای همیشه بهار راهمراه دارندو شورونشاط میدهند به زندگی ات را چگونه دوستشان  نداشته باشی انها که مثل همان گل ها ی همیشه بهار زیبایند سعی میکنند دنیارا همـ برایت زیباتر کنند.. پس مصمم باش برای  نگه داشتنشان  مبادا برنجانیِ شان که […]

روبروی من

روبروی منِ دیوانه بخند تا که تنهاییِ  من آب شود تاکه سرمای زمستان برود تاکه چشمم پُرِ از خواب شود روبروی منِ دیوانه بمان تاکه چشمانِ تورا قاب شَوَم من که رودم تو مخواه از من که کُشته در خود شده مرداب شَوَم بِنِشین در من و از عشق بگو از شبیخونِ هزاران فریاد از […]

خیال تو

خواب هایم هم بدون تو می گذرد در سفرهای شبانه ام تنهایم یک چمدان نه کوله ای بر دوش دارم تو در رویای چه کسی که ردی ازتو نمی بابم؟؟؟ سری بزن به خلوتم، شیرین است خیالت هم تو را خوانم ،تو را خواهم به جستجوی تو گرفتارم تو درهیچ واژه ای وصف نمی شوی […]

گذشته

چگونه سر كنم بي تو وقتي تمام گذشته اي مهدي فروزنده

لمس

ديدنت براي لمس كردن جهان كافي ست مهدي فروزنده

جهان من

آسمان زيبا هلال ماه صداي گيتار آغوش تو آري تمام شد جهان من اين جاست مهدي فروزنده

براي با تو بودن

براي با تو بودن چه غم ها نخورده ام براي با تو بودن چه سكوت ها نكرده ام براي با تو بودن با تو بودن ها رو آرزو كرده ام براي با تو بودن با تو بودن ها رو تمرين كرده ام براي با تو بودن هر لحظه لحظه شماري كرده ام براي با تو […]

فرگشت

پشت اين چرخه طبيعت تو بودي كه بر من اثر ها گذاشتي و من با تو به فرگشت رسيدم مهدي فروزنده

خورشيدم

(خورشيدم) در فكر تو  لميده در تختخوابم هدفون در گوشم  در اتاق تنگ تاريك زل زدم به سوسوي نوري از تو در كنارش موسيقي غمگيني سفر در زمان  توهم در مكان مكتب بي تفاوتي ها  با حسي از غرور فكر فرو كردن فكر فرو كردن در واژه ها قيام شعرهايم بر عليه تو گيسوان شرابي […]

حسرت

بازقصه ی تکراری هرشب توغرق اغوش دیگری ومن غرق درحسرت  اغوش تو …. #لعیا_قیاثی

گمشده

گمشده

(گمشده) غمگین در آیینه منتظر پشت پنجره باران می خورد به شیشه چشم زنی در من، آن سوی نگاهم اشک آلوده چه فرقی می کند من ببارم یا او،دیدن بغض خانمان سوزه کدامین روز خواهد رسید که تماشا کنم در آیینه  خود گم کرده ام را  بنگرم ،بی واهمه #بانوی اردیبهشت ۹۸/۸/۲۱ # شعرآزاد

بعدتو

بعد تو هر شعر من  یک ساز نا موزون زده غصه های کهنه ام شایدکه سر بیرون زده   چشمهایم عنقریب ازکاسه بیرون می زنند سیل اشک جان گدازم طعنه بر”کارون زده   شهرخاموش دلم یک روز خوش هرگز ندید کوچه هایش  را همیشه  آفت  طاعون زده   هاج و واج از شرح حالم مینویسد […]

آثار و مطالب عمومی

اشعار شعرای کلاسیک

آثار فرهنگی و اجتماعی