شعر آزاد

مطالب ادبی شعر آزاد

جدیدترین اشعار اعضا سایت شعر آزاد

مثل برگ بی درختی مانده در طوفان شدیم

مثل برگ بی درختی مانده در طوفان شدیم باغ را گم کرده و بی ریشه سرگردان شدیم نیش ها از بی سر و پا خارها خوردیم آه تو سری خور در مسیر باد آویزان شدیم داس حاشا بر بهار و سبزی ما می زدند این چنین شد ما اسیر فصل یخبندان شدیم بی صفت مطرب […]

برکه خیال

(برکه خیال) قرارمان یک دَم صبح کنار درخت چنار نزدیک برکه خیال با یک آغوش هزار بوسهِ ناب بود اما با نیامدنت سپیده صبحم را به ظهر سگی مبدل کردی آن آغوش و هزاران بوسه را حرام کردی #مصطفی_ارشد “کیان”

انقلاب عشق

(انقلاب عشق) یک شب با دیدنت انقلابی کردی در دلم انقلابی که فقط یکنفر هم مخالف بود هم موافق اون من بودم انقلابی شیرین با شلیکهای مداوم بسوی قلبم و نگاهم آتش بس مرا نپذیر بذار زیر هجوم آروم نگاهت ارتش وجودم به فروپاشی برسه با این انقلاب بی موقع ات مرزهای تن مرا به […]

جغد شوم

هر شب ، جغد شوم بر پشت بام خانه سر می دهد ناله غم با آواز شومش لرزه به تنم می اندازد با چشمان ژِرف نِگرش خواب را از من گرفت شب تا سحر ، آواز را از من دریغ نکرد با طلوع آفتاب در دور دست ها کنار پنجره چوبی می ایستم با ترسی […]

من اگرباده پرستم

(من اگرباده پرستم ) من اگرباده پرستم زبهشت خودگذشتم باخودم حساب کردم که چنین بودبه صرفم زبهشت وحوریانش به همین شراب قانع ندهم نسیه کسی را، من همان کاسب پستم

بزم

عالم همه در بزم و تماشای جهان است در جسم و خیال همگان نور روان است من سوخته تر از همه آنم ک توانم در خلوت بیگانه خویش نور دوانم

غزلیات(منم که فکرمشوش مدام درسراست)

منم که فکرمشوش مدام درسراست که بین ثروت ودانش کدام سرتراست یکی امیر ممالک یکی اسیر قلم ببین به دیده مردم کدام سرتراست خاکم به سر،که درین ملک بی حساب سهمم ززندگی یک خودکارودفتراست

منتظرم

(منتظرم) منتظر کسی هستم که با هم ستارهِ ها را بچینیم کسی که سنگهای کف رودخانه را بِشماریم کسی که همراه مرغان دریایی آواز بخوانیم منتظر کسی هستم که تمام خستگی هایمان را با یک فنجان چایی از تن بیرون کنیم #مصطفی_ارشد “کیان “

رقص شاپرک

(رقص شاپرک) شب پا میذاره توی باغ ها ستاره بارون میکنه گل محبوبه شب رو دوباره خندون میکنه عطرِ شمعدونی ها هوا رو آروم میکنه رقص شاپرک ها گل ها رو مهمون میکنه #مصطفی_ارشد “کیان”

هیچکس

می‌دونی چیه…ِ آدمایی که دلشون برا هیچ‌کس تنگ نمیشه،با کسی درد و دل نمی‌کنن، همونایی که یه عمر شاخص‌ترین خصیصه‌شون سنگ بودنه، احساس‌شون رو جای دیگه خرج می‌کنن، اینجور آدما رو هیچی از پا در نمیاره. مثلاً اون دیوار کاهگلی که درد آدمو به جون می‌خره، وقتی غرق افکارت، روش ناخن می‌کشی دم نمی‌زنه تا […]

شعر عاشقانه( من از دنیا تو را خواهم )

من از دنیا تو را خواهم تو از دنیا مرا خواهی دگر هیچم ملالی نیست دگر هیچم ملالی نیست تو میدانی مرا جانی مرا جانی و جانانی نفسهایم به سینه حبس می ماند اگر لختی جفا رانی عزیز دل،همه جانم تمام تاروپود من وجود من،بود من ،نبود من شکوه من ،جلال من امید و اقتدار […]

آثار و مطالب عمومی

اشعار شعرای کلاسیک

آثار فرهنگی و اجتماعی