همه مطالب این دسته:

بهار

/
/نویسنده:
حنانه قفلی
بهار من آواز جان من در پس کوچه هایت معنای زیستن را فهمیدم امی…

گریه

/
/نویسنده:
ارس آرامی
گریه در مرد از شانه کودتا می‌کند، و در زن از قلب... ارس آرام…

فردا

/
/نویسنده:
Marya Fattahi
یک قدم راه....نه...تمام عمر سکون....اما پابه پای او...…

خیالات

/
/نویسنده:
ارس آرامی
جز تو ، به هرچی در خیالم ‌آید اَنگ اوهام می‌زنم در خیالات من…

دلشکسته

خدایا سلام دلم شکسته، نیاز به کمکت دارم، نیاز دارم دستم را بگی…

چای سرد

/
/نویسنده:
ارس آرامی
سردی خانه و این دلم به کنار، تو بگو با این دو استکان چای سرد …

کلید

/
/نویسنده:
ارس آرامی
من رفته‌ام از خود؛ و دیگر کلید این خانه را زیر هیچ گلدانی نخو…

آدم بی خطا

/
/نویسنده:
ارس آرامی
از آدمی که کسی "جایش" گذاشته و به سمت شما آمده نترسید! او معنی …

کاریکلماتور/ابوالقاسم کریمی/بخش اول و دوم

کاریکلماتور/ابوالقاسم کریمی/بخش اول و دوم *** 1 گوسفند که باشی …

دلشکسته

خدایا سلام دلم شکسته، نیاز به کمکت دارم، نیاز دارم دستم را بگی…

ایستگاه درد

/
/نویسنده:
ارس آرامی
|| ایستگاه درد || ما اگه مسافر قطار بودیم پس چرا کسی بلیط …

چشمانت

/
/نویسنده:
سحر عسگری
چشمانت سجاده تمام رازونیازهای من است به قداستش سوگندکه نگاه…

متن

/
/نویسنده:
مهناز رنجبر
معبودم بی عشق تو... هر ثانیه جان سپردن است در زیر چرخ دنده های بی …

تنهایی

/
/نویسنده:
مهناز رنجبر
چنگالش را در روحت فرو کرده؟ آتش شده و افتاده به جان و جهانت؟ ر…

روزنوشت/شماره۱۴

خدایا نگاه میکنم اما نمیبینم گوش میدهم اما نمیشنوم راه می …

گذشت

#دل_نوشته #گذشت صدای خواستنی‌ات را او گوش می‌دهد؟ برایش دلبری…

بیگانه

/
/نویسنده:
ملیح م
در من بیگانه ایی خویش را صدا میزند! #ملیح_م…

تو فقط بخند!

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
تو فقط بخند... هر روز و هر شب نگرانت هستم، که چه می‌کنی!؟ چگو…

⁦❣️⁩

/
/نویسنده:
ایدا پوردولتی
دوستت دارم ھایت معتبر بودند اما:) اعتبارشان تا پایان همان روز بود…

ڪاش

/
/نویسنده:
ایدا پوردولتی
ڪاش جایِ همه‌ی سوال هایی که تا ابد بی جواب ماندند ،از تو تنها …

باران غم

دوبار شب شد دوبــاره بــاران آمــد دل مــن لــرزون شــد بــغــض مــ…

خاطرات

/
/نویسنده:
ارس آرامی
خاطره‌های تو همان لباسی است که تنگ و قدیمی شده، ولی من نمی‌توا…

خسته ام

اه کشیده شدم خــســتــه ام از عــالــمــیــان زجــر ڪــشــیــده ام از آدمــیــانــ…

روز نوشت _ شماره 20

دوست من همسایه ای دارد که به مدت 30 سال به دختران سرزمین …

برادر جان

آرام جانم برادر جانم ارامــ‌ جــانــم اســت در تــنــهایــیــ یــار…

درد

/
/نویسنده:
ارس آرامی
می‌بندم جیغ می‌کشد باز میکنم جیغ می‌کشد! مثل انگشتی که لای…

باران

/
/نویسنده:
ارس آرامی
ببار باران...، باران هم با باریدن بر این نیمکت خالی نبودنت…
/
/نویسنده:
ارس آرامی
تو حس موزون رنگین‌کمانی همان حسی که ابر را به زایش می‌خو…

کابوس شب

دوبــاره شــب شــد تــنــهایــے فــرا رســیــد دوبــاره شــب شــد د…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
خواب هایم بویِ تو را می دهد تنم هوارِ تو را دارد چگونه بر من باری…