همه مطالب این دسته:

کوری

/
/نویسنده:
شیرین بنیادیان
سزای گوزنی که چشمانش را بسته طعمه گرگ شدن است! #شیرین بنی…

میبخشمت

/
/نویسنده:
حامدمهدی معروف
سطر به سطر نوشته هایم بوی مرگ میدهد... مدت هاست دربینابین صفحات افسرده…

خودکشی

/
/نویسنده:
حامدمهدی معروف
پشت این سایه ها در این دنیای تاریک ناگهان دلم خواست بمیرد... گفت: دل…

لالایی مرگ

/
/نویسنده:
حامدمهدی معروف
از این زندگی و سرگردانی هایم خسته بودم سلول به سلول تنم د…

زندگی تاریک

/
/نویسنده:
حامدمهدی معروف
پشت این دیوارها در حصار زندگی تنها نشسته است پسری که با عین…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
تاریخِ تحوّل آدمها از تاریخِ تولدشان مهمتره " #مـصـےمحنتیان…

مثلث شادمانی

/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
«مثلث شادمانی و آرامش انسان» سه چیز انسان را شاد می کند: اولین …

بانوی آفتابی من!

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
مهربانم سلام دیشب دلتنگت شده بودم. سراغت را از ماه و ستارگان گ…

دادگاه دلم

/
/نویسنده:
shirin moradian
حق با دلم هست ومن در صدد انکار این حق ! حال مانده ام با…

ابدیت

/
/نویسنده:
میثم زارع
آنگاه که نفس های من عمیق است از طراوت صبح آنگاه که شهر هنوز توس…

دلنوشته

/
/نویسنده:
Shahrzad Farahy
این چشمان تو بود شد تقدیر من من به این خوش تقدیری چه بسا مغ…

دلنوشته

/
/نویسنده:
Shahrzad Farahy
اگر اینجا بودی دلتنگی نبود شب هم دلگیر نبود شهرزاد هم قصه…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
بهاران است و جانمان پاییز #مـصـےمحنتیان…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
تو که باشی هر روزم بهار است و دوستت دارم هایم هر دَم شکوفه میز…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
تو خود دیوانِ شعری برایم تمامِ عشقت شده وزن و قافیه ی دل #مـصـ…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
زمستان که باشد بهارِ رویِ تو زودتر از غنچه ها می دَمَد #مـصـے…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
#به_وقت_رستگاری خداوندا ! سپاس که با حضورت در قلب هایمان ب…
/
/نویسنده:
Masi Mhnatian
در پستی بلندیهای زندگی قوی باش چون درخت در تهاجم باد یک درخ…

حال و هوای اسفند

/
/نویسنده:
fateme mostafaei
حال و هوای من اینروزها مثل حال و هوای اسفند است با تو گرمِ گرم، م…

داستان کوتاه - روز اول مدرسه

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
دوشنبه اولین روز رفتنم به مدرسه ی جدیدم بود. برای روز اول مد…

داستان کوتاه - دندان درد

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مام…

گفتگوهای کافه فیروزه

/
/نویسنده:
Mohsen Ahmadzadeh
-پشیمونم... از این که این همه مدت از دست دادمت...            …

با آمدنش تو می روی

/
/نویسنده:
Mohsen Ahmadzadeh
پاییز وقت دل تنگی است .انگار قرار گذاشته ای که با آمدنش بروی...…

اسباب کشی راحتی داریم

/
/نویسنده:
Mohsen Ahmadzadeh
همیشه با آمدن پاییز ،ما دو تا به جای  دیگری نقل مکان می کنیم.سقفی …

دیدار کافه فیروزه

/
/نویسنده:
Mohsen Ahmadzadeh
سامسا:خیلی وقت بود که سری به این کافه نزده بودیم.یادته اولین بار ف…

جاده ی بی انتها

/
/نویسنده:
لعیا قیاثی
دلم یک جاده ی بی انتها  میخواهدوتورا .. ودستانت را  ... جاده  ای…

تمایل دارم دوستت داشته باشم

/
/نویسنده:
fateme mostafaei
تمایل دارم که تا ابد دوستت بدارم و این را میدانم که حتی ثا…

نوشته هایم رنگ می بازند

/
/نویسنده:
Mohsen Ahmadzadeh
خيلي خوب مي دانم كه چرا ديگر نمي توانم بنويسم.با دور شدن …

بشکن چینی نازک تنهایی من را...

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
اگر بتوانم تو را در یک کلمه توصیف کنم، بی تأمل خواهم گفت: «عشق»! …

بهانهٔ آمدنت...

/
/نویسنده:
سعید فلاحی
سلام... امیدوارم حالِ تو و گلدانِ شمعدانی‌ها خوب باشد. همی…