وارد شده توسط سعید فلاحی

گل‌باخی

▪︎گلباخی: ته‌مام حسرت و هوس فقط تویی هرچی تو که‌س ئرای تو کیشم من نه‌فه‌س یی روژ نکیشی لیم تو ده‌س گلباخیگه‌ی وقتی به‌هار □ تو هه‌ور ئاسمان که‌وی روشن‌گری، مانگه شه‌وی شیرین زوان، نیور چه‌وی خرامان جور آهو ده‌وی رحمی بکه وه منه زار □ تره و تازه جوره وه‌هار ته‌ک داره‌گه‌ی ناو حصار […]

مومن قناعت

مؤمن قناعت مؤمن قناعت (زادهٔ ۱۹۳۲ م – ۲۰۱۸ م) نویندت و شاعر پارسی‌گوی تاجیکستان، نمایندهٔ مردم تاجیکستان در پارلمان اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱–۱۹۷۹)، متفکر سیاسی و اجتماعی بود. وی در ۱۸ مه ۲۰۱۸، در سن ۸۶ سالگی در شهر دوشنبه درگذشت.(طبق گفته نزدیکان سن واقعی او دو سال از سن شناسنامه‌اش بیشتر بوده است.) […]

مهرداد محمدی

مهرداد محمدی مهرداد محمدی شاعر ایوانغربی در استان ایلام، متولد سال ۱۳۵۲ است که به واسطه‌ی غزل‌هایش در کنگره شب‌های شهریور در اوایل دهه ۸٠ توانست به صورت مشترک با “گروس عبدالملکیان” رتبه نخست ایران را به خود اختصاص دهد. محمدی همچنین رتبه اول کنگره ادبی شب‌های شهریور را در کارنامه ادبی خود داشت. مهرداد […]

روز شهدا

مجموعه اشعار سپید کوتاه تقدیم به شهدا • تفحص: سکوتت عذاب می‌دهد گروه را و در کشاکش خاک و خون دست‌هایشان طعم تاول گرفته چنین محجور چرا مانده‌ای هنوز؟ ___________ • منتظر: چهل سال هم بگذرد (چهل سال گذشته و من هنوز منتظرم) منتظرت می‌مانم تا نفست را لبخندت را استخوان‌هایت را از لوث ترکش‌های […]

تاوان ئه‌وینداری

مه‌ن بە تاوانی ئه‌وینداری، هەموو ڕۆژێک،، له دووری توو،،، –سزا دەدرێم… چ باکم، لە چوونە دۆزەخ و جەهەندەمە…؟! – برگردان: من به جرم عاشقی همه روز با دوریِ تو آزار داده می‌شوم چه باک دارم که به جهنم و دوزخ بیفتم؟! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور #هاشور_کوردی

به دوای تو

– به دواێ تۆ: به دواێ تۆ، من لەجێی ئاسمان… دەگریێم… 🔄 برگردان: بعد از تو من به جای آسمان گریه میکنم… #سه‌عید_فه‌لاحی (زانا کوردستانی) #هاشور #هاشور_کوردی

یه‌عقووبم

-یەعقووبم: ئه من وەك یەعقووبم! گەرچاوەكانیشم كوێربن نائومێد نابم بۆ دیتنی تۆ….!! ₪ برگردان فارسی: من مثلِ یعقوبم! حتا اگر چشمانم کور شوند از دیدار تو نا امید نخواهم شد… #سه‌عید_فه‌لاحی (زانا کوردستانی) #هاشور #هاشور_کوردی

بیره‌وه

– بێره‌وه‌: ته‌ک وه‌هار بێره‌وه‌ وارشتی واران ده‌س پێ که‌ره‌وه هه‌ونای ئه‌م بۆسانه شیته‌م ده‌کات. 🔄 برگردان: با بهار برگرد بارش باران را آغاز کن سکوتِ این باغ دیوانەام می‌کند. #سه‌عید_فه‌لاحی (زانا کوردستانی) #هاشور #هاشور_کوردی

مجموعه هاشور ۲۰

مجموعه اشعار هاشور ۲۰ #سعید_فلاحی(زانا کوردستانی) با نگاهی تازه سفره انداخته‌ست چشم های من… ♡ بیا… پیش از آن که بیات شود! _____________ من خواهم مُرد!!! نه در جنگ، نه با تصادف،، نه با چاقو،،، و نه در استخر!!!! … لا به لای همین شعرها وقتی تو آنها را نمی‌خوانی. _____________ چشم در چشمِ پنجره‌های […]

مشغله

♡ مشغله: یادِ تو،،، دردی‌ست مچاله! میان قفسه ی سینه‌ام آغشته با یک تنهایی‌ی بی‌پایان! حالا،،، تمام روز کارِ من شانه کردنِ موهای سیاهِ تنهایی‌ست… و لاک زدن، به ناخن‌های کبودش تا،،، فراموشم شود کابوسِ تنهایی. افسوس! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

عباس فرات

عباس فرات‏ يزدي عباس فرات‏ يزدي در سال ۱۲۷۳ خورشیدی در يزد به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود فراگرفت. سپس براي آموختن فقه و اصول به اصفهان، خراسان و تهران رفت و تحصيلات خود را در مدرسه دارالفنون به پايان برد. فرات در سال ۱۲۹۸ كه انجمن ادبي ايران تاسيس شد، […]

فرشته‌ها

فرشته‌ها فرشته (از فارسی میانه: پرشتگ) و فرشتگان (در فارسی میانه پرشیته مرکب از پر + واش به معنی سفیر، در فارسی باستان فرائیشته، در اوستا فرائشته) موجوداتی فراانسانی پنداشته می‌شوند که در بسیاری از ادیان دربارهٔ آن‌ها سخن رفته‌است. سرشت فرشتگان و امور مرتبط با آنان در ادیان و سنن مختلف، متفاوت است. در […]

مجموعه هاشور ۱۹

مجموعه اشعار هاشور ۱۹ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – تسلیم: مانند سربازی که شلیک کرده، آخرین تیرش را،،، تسلیم می‌شوم در محاصره بازوانت. _______________ – رد پایت: مانند شام بعد از سقوطِ داعش،،، جا مانده –رد پایت! بر ویرانه هایم!!! _______________ – دلشوره: در من دلشوره ای زندگی می‌کند، –از جنس تو! سر می‌كشد، هر روز […]

مجموعه هاشور ۱۸

مجموعه اشعار هاشور ۱۸ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – کاش: کاش،،، شعری باشم وُ، تو زمزمه ام کنی! __________ – پایان: نگاهم کن؛ از من چیزی نمانده جز پوستی وُ، مشتی استخوان… ♡ به خیالاتم جان ببخش! __________ – تفال: دست هایم، –این روزها،،، بد جور بوی حافظ می دهند! از بس که تفال زده ام […]

مجموعه هاشور ۹

مجموعه اشعار هاشور ۹ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – زندانی: چه توفیری دارد، برای زندانی؛ -خواه لباسش سفید باشد، یا سرخ؟! ¤¤¤ روزگارش که سیاه‌‌ست! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – روشنای زندگی: یاد تو، چنان شبپره‌ای است! به تاریکی شب. … تنها نقطه‌ی روشنای ظلمت زندگی‌ من. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – مرگ برکه: ماهی‌ها که مردند؛ برکه – از درد تنهایی […]

مجموعه هاشور ۱۷

مجموعه اشعار هاشور ۱۷ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – کویر: کویری‌ست –در نبودنت! شکل می‌گیرد پیرامونم،،، و مرا تشنه به دیدارت هلاک خواهد کرد. __________________ – گل‌های قالی: آه”’ گل‌های قالی‌ی اتاقم –پژمرده‌اند! با من،،، به نم‌نمای پرسه‌ات چشم دوخته‌ایم! _________________ – قبله‌گاه: تو،،، قبله‌گاهِ عاشقانه‌ام. … وَ چشم‌های من،،، در طوافِ بی‌وقفه‌ات! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) […]

مجموعه هاشور ۱۶

مجموعه اشعار هاشور ۱۶ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – سومین قطب جهان: گل‌های احساسم یخ زده‌اند! اینجا،،، “سومین قطبِ جهان” ست! ♡ بر من بتاب! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – پرواز: در هوای تو پَر می‌کشم! ♡ انگار،،، گنجشک‌های شهر– در قلبم لانه کرده‌اند! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – نخ به نخ: عشق، مردی تنهاست! که دود می‌کند نخ به نخ غمِ […]

مجموعه هاشور ۱۰

مجموعه اشعار هاشور ۱۰ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – شهر غمگین: خیابان‌ی دلتنگ! شهری غمگین! آخر، آمدنت را به کدام کوچه خواهی داد؟! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – شب: شبی جغدی مُرد در خلوت خرابه زمانی که دهانش پر بود از آواز شب #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور

معجزه‌ی لبخندت

– معجزه ی لبخندت: موهایت را، به دست باد که می‌دهی؛ از معاشقه با تو سخن می‌گویند، گنجشککان شهر!!! … و من؛ بیشتر مومن می‌شوم، به معجزه‌ی لبخندت. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور

چرا عاشقت شدم؟!

خیالاتِ تو،،، به ارتفاعی قد کشیده‌اند که، روزی چند بار به ملاقاتم می آیی. هر روز صبح مادر پیرم، –باد! کوچه‌ی خاکی ما را جارو می‌کند! باران می‌گیرد تا، شب‌ها، به من سر بزنی! شاید این درد کهنه را از گَودِ چشم هایم بشویی قلبم، شیشه ی شکننده ای شده است اما، دلتنگی‌هایم و دلتنگی‌هایت، […]

مجموعه هاشور ۱۱

مجموعه اشعار هاشور ۱۱ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – دیدار: پاره کن، پیراهن هجران را! تا زمستان به در رود و خورشید در برکه بخواند صبح‌های دل‌انگیز بهار دیدار را… _________________ – آرزو: …آرزو کرد، به جای تفنگ- کتاب وُ، قلم داشت تا- پرنده‌ای را نقش بزند با شاخه‌ای زیتون؛ –سرباز! _________________ – دهان: در دهانم، […]

تو فقط بخند!

تو فقط بخند… هر روز و هر شب نگرانت هستم، که چه می‌کنی!؟ چگونه می‌گذرد تنهایی‌ات؟! با بغض‌های گاه و بیگاهت چگونه کنار می‌آیی؟! گاهی شب‌ها، از همان شب‌های سیاه تنهایی، پنجرهٔ اتاقم را باز می‌کنم. رو به سمت تو، فریاد می‌زنم، آیی عشق جانم!، تنهاییت برای من… غصه‌هایت برای من… همهٔ اشک‌هایت برای من… […]

مجموعه هاشور ۱۲

مجموعه اشعار #هاشور ۱۲ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) – پرنده: من،،، پرنده کوچک! خیس از باران وُ، –بی‌آشیان. … خوشبخت بودم زمانی که،،، –در آغوش تو لانه داشتم. ___________________ – یادِ تو: کلبه‌ای دارم خیس از خاطراتت! … سال‌هاست که از سقفش یادِتو می‌چکد! ___________________ – موسا: موسای نیلم، افتاده در تلاطمِ عشق! ☆☆☆ خوشا،،، — […]

امید مبهم

– امید مبهم: نمی دانم، آیا باورت می‌شود هنوز وُ، هر روز،،، –بعد از سال‌ها، تلفنم را شارژ می کنم، به امیدی مبهم؟! ♡ تو اما،،، تماس نمی‌گیری! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور

نبرد با تاریکی

مهتاب باشد، — یا آفتاب؛ فرقی نمی کند من،،، شعر هایم را برای شمع هایی می نویسم که؛ در نبرد با تاریکی، — شهید شده‌اند! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور

مجموعه هاشور در هاشور ۱۰

♡ مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۱۰ #سعید_فلاحی(زانا کوردستانی) – مرگ: وقتی زنی؛ در سُفره‌ی مردان هرزه شهر، گرسنگی کودکان خود را سیر می‌کند؛ آغازِ سمفنونی‌ی سراب مرگ نُت زده می‌شود! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ – سختی: با دلی زلال، چه می‌شود کرد؟ وقتی؛ “پنج ضلع جهان’ در انحصارِ کوردلانِ سیاه کارست… ¤ با یک گل بهار نمی‌شود!. […]

مرثیه بهار

– مرثیه بهار: بهاران را جای گرفته زمستانی در تمامی فصل … کلاغ مرثیه خوان گوسفندی که از گلوی گله‌ی گرگ پایین می‌رود. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور

نفس

– نفس: با شعرهایم،،، سال‌هاست تنگی نفس گرفته‌ام! بگذریم –خیالی نیست– ♡ وقتی ، رویایت می‌تواند؛ — ریه‌ی یدکم باشد! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور

غرور

– غرور: آن سوی پنجره –تویی. با غروری بی‌دلیل و قلبی شبیه سنگ. … و پای پنجره اما –منم، با دردی بی‌درمان و، قلبی در، –مشت! #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) #هاشور_در_هاشور