وارد شده توسط زهرا مولوی

زهرا مولوی”هما”

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدم دو چشمان قشنگت را شراب ناب میدیدم چه زیبا بود چشمانت میان خلوت آن شب منم تاریکی محض و تو را مهتاب میدیدم ولی یک آن شدم حیران تو یک شهزاده ای انگار تو را در وسط رویا بسی شاداب میدیدم میان آن هیاهو و […]