وارد شده توسط شیرین بنیادیان

ماهک

ستاره های یادت در آسمان سیاه دل می درخشند صبح خیس می شود بالش گلبرگ های سرخ جنون از شبنم داغت شاعر درد می خواهد برای سرودن نیستی و خون می چکد از این قلم ماهک من! #شیرین_بنیادیان

بهار

دخترکان می بافند گیس هایشان را مثل تن گره خورده ما لباس نو پوشیده بر تن کوه و دشت و آدم ها چلچله های مست آمدند و آمدنشان نوید آمدن توست آن قدر بوی تن تو و بهار شبیه به هم است نمی دانم تو آمدی یا بهار؟ #شیرین_بنیادیان

جمجمه های جمعه ندیده

جمجمه های جمعه ندیده پوست های براستخوان چسبیده چاک های گوشه لب به انزوا خندیده سینه های پرسوز از سوختن های پوشیده لب های لبالب ز خون لیسیده شب های شوریده از شرم لمس تن تبناک خورشید و هرم نفس های به هم لولیده کرم های نوشخوار اسمت در این مغز پوسیده زخم های دیوار […]

هجوم استخوان ها

از هجوم استخوان ها با سینه ای شکافته از سکوت درانتهای تنهایی این عصر هبوط صدای چک چک ،چکه های باران است و چکاوک مطرود چکه چکه یادت داغ و خونی ز چشم می ریزد روح سرگشته برمی خیزد باز زتیزی شکافته خون مرده جناق سینه ام خیال کردی بره مانده دلساده نمی‌دانی چه بد […]

از دور

همیشه از دور دیدیم تورا من و باد و اشکهای رقصانم همیشه از دور دیدیم تورا من و کاجی که پشت آن پنهانم قدری نزدیک تر بیا بس است نشکند حباب ایمانم! #شیرین بنیادیان #نفس🍃🍃🍃

بعد تو

بعداز تو…….. نه پنجره ای ماند نه خنک نسیمی برای تنگی نفسم، نه نور ماهی که اتاق سوت و کورم را درشام نبودت روشن کند، بغض پوچی به گلو نزدیک است بعدازتو…….. بالشم هرشب خیس از گریه و دنیای سردم تاریک تاریک  است! شیرین بنیادیان🎑

عشق یعنی دردت به جونم

عشق یعنی دردت به جونم💖 عشق یعنی،چشات شده زندونم💖 عشق یعنی صدات مقدسه شده اذونم💖 عشق یعنی تو خوب باشی بسه💖 بی خیال که من ویرون ویرونم💖 عشق یعنی باشی آرومم💖 یه نفس که دور بشی💖 شیرین نیستم که…. مجنون مجنونم💖 عشق یعنی تو بخند💖 تا من شعر نگات رو بخونم💖 شیرین بنیادیان🎑