وارد شده توسط علی نقاش

۷۰ تکرار

چطور نمیبینند حیوانات ریز جسه که برای بقا ۷۰ تکرار می شوند و توقع بزرگی دارند از حیوانات بزرگ که بزرگی کنند و ۷۰ تکرار و اگر خارکن نبود حاتم ها معنا نداشتند.

خواهی خواه و خواه نخواه

دل من رفت هزار راه         وقتی ندیدم چهره تو،ماه من یوسفم برایت           در ماندم در اورم از ته چاه دگر هیچ وقت ندارم            وقتم شده اندازه ی آه با تو ام،گلدان عشق          قهر شوی می کشم یک عمر،آه من […]

حالا مینویسم

حالا می نویسم برای تو می نویسم بی تو می نویسم این کلمات ابزار من اند برای دلربایی از تو نگاه تو ان لبان تو روی ماه تو ان زلف افشان تو ابزارتند برای من با ابزار هایمان خانه ای ساختیم برای فرار فرار از هم در شلوغی شهر بَه که درسته دراینجا نوشتم اما […]

پری۱

خط من برای تو بود عطر من هوای تو بود موی من برای علاقت لباسم نشان و علامت وجودم برای باتو بودم قلمم برای از تو سرودن جاویدم تا با تو باشم فقط تو هستی خود کراشم دردریای عشقم پری بودی در زمینم چون دری بودی دری به بهشت برای عبد بهشت را برایت زدم […]

دلم گیره

در آن لحظه که خلصه مرا در خود گرفته فقط شعرم و فکرم و دلم بدجور گرفته آره،تنهام یجام کسی پیشم نیست از من انگشتر و چند تا شعر باقیست خلصه اول شعر که هرفشو میزدم تو خلصه ی روح منی فقط تورو من میگم دیگه قلم نمیره سرم هم درد میگیره فقط بهتون بگم […]