گله ای از نهنگ در راه است

خواب ديدم كه جنگ در راه است

گلّه اى از نهنگــ در راه است

 

خواب ديدم كلاغ مى رقصد

در حوالیّ باغ مى رقصد

 

باد دورِ درخت مى پيچد

دود در پايتخت مى پيچد

 

گفته بودم كه دست برداريد

دست از آنچه هست برداريد

 

جهل پيچيده نيست مى دانم

جنگ بازيچه نيست مى دانم

 

از صفِ عدل هر كه خارج شد

رفت و در حلقه ى خوارج شد

 

خواب ديدم كه نور مى ميرد

از شب اِذنِ عبور مى گيرد

 

خواب ديدم كه کودتا شده است

شاه و سرباز جابجا شده است

 

گفته بودم قیام خواهد شد

صبر مردم تمام خواهد شد

 

خواب دیدم سفید می پوشم

مرگ آهسته گفت در گوشم ؛

 

خواب خود را بهانه کن شاعر

شعر را عاشقانه کن شاعر

.

.

.

خواب دیدم هبوط کردم من

سیب چیدی سکوت کردم من..!

 

شاعر: مهدى خداپرست

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *