کادو تولد

*********

کادو تولد

**********

آخرین لحظه که یادم افتاد هنوز نخریدمش حسابی کلافه و سردر گم شدم.مخصوصا وقتی دیدم ساعت اوج ترافیکه و تو هم از طرفی منتظرمنی.

از طرفی هم شرمنده میشدم نه یه بار بلکه دوبار، هم بابت دیر رسیدن وهم بابت نخریدنش.

خدا به دادم برسه چطوری گوشامو نگیرم در مقابل غرغرهات.

آخه کی یادش میره واسه عزیزترین آدم زندگیش کادو تولد بخره.

پشت فرمون منتظر سبز شدن چراغ بودم که گوشی شروع به زنگ خوردن کرد،آخ آخ خودش بود ،اومدم گوشی رو بردارم که لعنتی افتاد زیر پام.

چراغ سبز شد همزمان که پام رو گاز فشار میدادم با یه دستم زیر پام دنبال گوشی میگشتم که احساس کردم با یه چیز برخورد کردم، سرمو که بلند کردم زبونم بند اومده بود …

دنیا دور سرم چرخید!!!!

واااای عزیزترین کَسم…

مرداد۹۹

عسل اسدیان(آتی)

قطعه ای از پازل زندگیم

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *