چهره نو

از چهره ى تو

چیز زیادى یادم نیست

جز این که

اقیانوس آرامى

ریخته بود بین چشمهات

و روى طراوت لب هات

زمزمه ى تردى بود

که گنگم مى کرد

و نمى گذاشت

از چهره ى تو چیز زیادى

یادم باشد

شاعر: جلال اقاپور

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *