چند شعر کوتاه-ابوالقاسم کریمی-قسمت چهارم

به سرعت ، می میرند

همچون حباب،

آرزوی های ما

***

مرا ببوس ،

تا غم

فراموشم کند

***

و اینک شهادت میدهم،

آزادی را

به زلف دراز تو

گره زده اند.

***

آشیانه ام

شانه های توست،

وَ من  کبوتری هستم

که اگر آزادم کنی

آواره می شوم

***

زندگی ،

حماسه ایست

با پایان تلخ

***

دو خط موازی

دو عاشق اند

که هیچ وقت

به هم نمیرسند

***

لبخند او

پیروزی را ، یاد من داد

***

آری ،مرگ

پیروزی بزرگیست

در دنیای بردگان

***

با من بمان

همچون اندوه

تا لحضه مرگ

***

ابوالقاسم کریمی

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *