هوس به اجبار خفته

پرم از حسرت های  عاشقانه

از هوس های به اجبار خفته

درتن عریان لحظه ها .

پرم از ملامت و تشویش ِنرسیدن و نچشیدنِ لب های  خشک و گس مردی از پشت  پرده هایی که ماه آویخته  بر پنجره ی تاریک انتظارم .

کجاست  ؟

دانه دانه  بوسه ها ی

عطر آگین و  انگشت شمارش  برروی گیسوان  تارم

کجاست ؟

دهانی پراز دوستت دارم

های  وجد دهنده ی قلب زجرکشیده  وبیمارم .

کجاست ؟

امیدی فزون و حیات بخش  که دست  مرگ  هرلحظه  تهدیدش نکند .

کجاست ؟

#لعیا_قیاثی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *