معاهده ۱+۱

 

مثل ایرانی که هست درگیر برجام ویَن

حال و روزم را ببین هرلحظه در بحرانی ام

 

انقلابی می شود بر پا حجاب از دل کِشم

خاطرم با خاطرت ، در چنگِ بدْ عصیانی ام

 

دور کن جنگنده کشتی های غم را از دلم

من که در دریای احساسم چُنین طوفانی ام

 

عهد و پیمان را شکستی تا که تحریمم کنی ؟!

کوه خـاموشی از آتش در پیِ طغیانی ام

 

از وفا حرفی نزن داغش تورم می کند

کاشتی حسرت به جان ، گل داده و بُستانی ام

 

سیل اندوه بر وجودم بُرد با خود سرخوشی

رفتنت لرزاندْ قلبــم ، باز هم بارانی ام

 

تا تو برگردی دگر جانی نمی ماند مرا

غافل هستی بی تو من در مرز یک ویرانی ام

 

شاعر: هدیه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *