مجید مومن

ابر غزل مجید مومن

ابر غزل مجید مومن

۷ روز پیش

نقد مجموعه دستی بر آتش دکتر آذر نادی توسط شاعر معاصر مجید مومن

بسمه تعالی

نقدی بر کتاب دستی بر آتش نوشته ی خانم دکتر آذر نادی

چاپ توسط انتشارات فصل پنجم

در شعر معاصر شاعران زن عرصه مناسبی برای ظهور و اندیشه و رشد شاعرانه داشته اند و حاصل این فضا این شد اشعار قوی و خوبی در سراسر کشور سروده شود توسط شاعران زنی که زنانه سرودند و با تفکر لطیف زنانه مجموعه های قابل توجه ای را به عرصه ی چاپ رسانند مانند خانمها پانته آ صفایی ,کبری موسوی قهفرخی,مریم جعفری آذر مانی,زنده یاد نجمه زارع,فاطمه سالاروند,سارا جلوداریان,سودابه مهیجی ,حسنی محمد زاده ,مژگان عباسلو,فاطمه اختصاری و دیگر عزیزان اما خانم دکتر آذر نادی که اشعارش شبیه هیچ یک از این خانم ها نیست سعی کرده زبان کاملا متفاوتی داشته باشد با رعایت کامل تفکر زنانه, البته سختی و سیاهی جهان معاصر رنگ بعضی از اشعارش را کدر کرده اما نتوانسته شاعرانگی بی حد و قدرتمندش را بگیرید و برعکس بقیه شاعران این تفکر به فلسفه ی شعری اش کمک کرده است..

در برخی از غزلها بازی کنترل شده ای با کلمات کرده که جواب مثبت داده است,

غیر ما که معلومیم هر چه هست نامعلوم

با هزار و یک مجهول این معادله زیباست

احساس یاس و نا امیدی هم به قوت شعرش برعکس دیگر شاعران کمک کرده

تمام خاطرات من اینجاست درون دفتری که میبندی

تمام طعم تلخ و شیرینش ,چطور میشود فراموشت

شاعر با تمام افکار فیمینیستی باز هم نگاه ریزبینانه ای به آیات قرآن دارد و نکته قرآن را با افکار خود در بعضی موارد تلفیق کرده است

چه بگویم که من از نفس خودم دلتنگم

باید از دست خدایم به خدا بگریزم

گاهی شاعر با تشنج موجود در فضایش کنار آمده و موقعیتی شاعرانه خلق کرده

صدایت به گوشمم زد,دهانم پر از حرف است

و نشخوار اوهامی این چنین را نمی خواهم

همین زجری که شاعر میکشد در روزگار جنگ و سختی هم ابیات پیچیده و شاعرانه و فلسفی ای نصیب شاعر میکند

دارد از دست میدهم او را دارد از دست میدهد من را

شهر من کشته شاعرانش را,شهر من زنده کرد مردن را

در اوج نومیدی زیبایی و نور را می بیند و به تصویر میکشد اما زیبایی در حصر به وجود می آید

من درختم بله تو حق داری از تنم برگ سبز می خواهی

ریشه هایم رسیده به سنگ پنجه ی آفتاب بر نایم

یافتن چاره و راهی که کلمات و زندگی اش را جان بدهد بعضی ابیات را جان نامیرایی بخشیده

برای این شبی که با خسوف تیره میشود

به فکر یک چراغ باش ,نیست ماه دیگری

جدای از فرم تفکر و وضعیت روانی ابیات شاعر سعی در تنوع در اوزان کرده

اگر چه باختم تو را

ولی شناختم تو را

که در بعضی از مواقع از اشعار آهنگ های دلنوازی به گوش می رسد

آشفتگی و شیدایی و سرگشتگی در بین هجا ها مانند شاعران شطاح گاهی به گوش می رسد

دیوانه ای دیوانه ای دیوانه می دانی

شمعی که سر میپیچی از پروانه می دانی

و دیگر شاعرانه های زیبایش

لایق پژمردن است در تب سرما

خاصه درختی که برگ و بار ندارد

به هر حال شاعر در وضعیت روحی و زندگی خود شاعرانه به تمام مسائل نگاه کرده است و دستی بر آتش را می توان ابتدای جوشش غزلهای زیبای خاص آذر نادی دانست که انشالله اشعار به طرف روشنایی حرکت کند با حفظ ظرایف موجود..برای ایشان آرزوی تداوم شاعرانه ها و زندگی موفق دارم

مجید مومن

پژوهشگر و شاعر

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *