عشاق بجز یار سر انداز نخواهند

عشاق بجز یار سر انداز نخواهند خوبان بجز از عاشق جان‌باز نخواهند
تا عشق بود عقل روا نیست که مردان در مملکت عاشقی انباز نخواهند
آنان که چو من بی پر و پروانه‌ی عشقند جز در حرم جانان پرواز نخواهند
بیداد از آن جزع جهان‌سوز نبینند فریاد از آن لعل جهان‌ساز نخواهند
گر کشت مرا غمزه‌ی غمازش زنهار تا خونم از آن غمزه‌ی غماز نخواهند
در مذهب عشاق چنان است شریعت کان را که بکشتند دیت باز نخواهند
بی‌عشق ز خاقانی چیزی نگشاید بی‌وصل گل، از بلبل آواز نخواهند
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *