شورشی

شورشی

آنک که مارش سرودهای انقلابی اش برخاست

نامش شد شورش،خودش شورشی

او فقط شهامت داشت که در خیابان های استبداد

پای کوبان رها کند خوانش های آزادی را

او یک زن بود

وزش یک طوفان بود،شورشی نبود

او با شهامتش خواب خوش یابوهای مستبد را ربوده بود

نیش گلوله اگر تاراند قلبش را

جاودان کرد نام و یاد و راهش را

کیست  آیا طنین آزادخواهی اش را،طبلی کند

بکوبد به گوش آدم ها

کیست آیا بیدار که رقم بزند تاریخ تازه ای را این بار؟؟؟

کجاست مام وطن؟؟؟

کو اقتدار؟؟؟

سرزمینم پراز مین های اجبار

قدم به قدم پرچین و سیم خاردار

که بود آنکه خواب آرامش دید آخرین بار؟؟؟

#بانوی اردیبهشت

۹۸/۸/۱۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *