شكوه

شكوه

نه نام نه چهره نه اثر انگشت

آدم ها را از طرز آه کشیدن شان باید شناخت

‏‎گاهى از خيالات خام خودم دچار دل درد مى شوم

بر تشنگــــــی‌‌ام چــه آتش‌ها که نمی‌‌بـــارد

پشت خــــم نکردم اما، دل اگــــــر خــم کرده‌ام

از عطش خواسته ام بود

‏‎می خواهم طبیعت آرامش را تجربه کنم

اما مانند پيچك به خود می پیچم!

‏‎اینکه در پوست خود نمی گنجم از شادی نیست، حجم افراطی غم هایم پوستم را ترکانده

شايد من از موسى پيامبر تر باشم

به جاى اشاره…حرف زدم…

به جاى دريا…دلم شكافته شد…

نویسنده : حسين سقايى

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *