زمستان

زمستان،مّدتها بود که بغض فرو خورده ی گلویش را روی عابران خسته ی شهر نمی ریخت☁

ناگاه تمامِ بغض تلنبار شده گلویش ترکید و بارید🌨

تا سیاهی غبار غم و اندوه را با برف های سفیدش از مردم شهر ببرد”

#مـصـےمحنتیان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *