در شعر کجا هستیم و ما چه کرده ایم؟

با برداشت اشتباه شاعران و ادبا از نو بودن شعر نیما آغازی بر مبنای فرض شکل گرفت و نیما حسب قلم خود قالب شعری بر مبنای عروض و قافیه و شکستن مصراع بیت همه را بر آن داشت که تحولی در شعر رخ داده است و این خود شروع نابسامانی های بعدی گردید.تحول در شعر زمانی معنا دار و تفسیر پذیر است که مبنای کار خود زبان فارسی و توانایی های بالفعل آن باشد.نگاه فلسفی در شعر ابدا ارتباطی با تحول در شعر ندارد و عمدتا در تعابیر و ترکیبات واژگانی نمود پیدا می کند که در واقع ناتورالیست بودن نیما در سطح نگاه ایشان در اشعارشان وجود دارد همانگونه که سهراب سپهری فلسفه ی خاص ذهنی خود را که متاثر از هرکجا هست ، عیان بنظر می رسد.تا اینجا موضوع عدم وجود تحول آغازین توسط نیما در شعر زبان فارسی ست.حال بعد از نیما با آن فرض ها در شعری که هزار سال در سیطره ی عروض بود چه گذشت و ما کجای آن هستیم و چه انجام داده ایم؟ تحول بنیادین در شعر زبان فارسی هنوز اتفاق نیافتاده است جز تشویشی که مبنای آن سلیقه ی شاعران بوده است.بعنوان نمونه شاملو در مصاحبه ای به روشنی اذعان دارند که شعر امروزه حسب طبع مخاطب را می توان بصورت نثر نوشت! که ویژگی های آن مفهومی بودن با چاشنی تخیل و صورت کاشتن آن تا دوره ای گسسته و سپس پیوسته است.و یا مثلا سیدعلی صالحی شعر یعنی آنچه قلم وی بدان “راحت” است اینگونه بیان می دارند که بنیان شعری بنده از گاتهای زرتشت است که در دو مورد این نظر ایشان رد می شود اول اینکه گاتها و زبان اوستایی صرفا یکی از زبانهای از بین رفته ی ایران باستان است که با زبانهای سکایی و سغدی و فارسی باستان جزو زبان های هند و ایرانی ست و زبان اوستایی با فارسی باستان دو زبان مختلف اما خویشاوند بوده اند و دلیل دوم رد نظر ایشان ویژگی شعری گاتها بر مبنای هجا بندی هر سطر که تکیه بر بودن از ویژگیهای آن است که در شعر سید علی صالحی باتوجه به عدم وجود تکیه و هجا بندی این گفته ی ایشان فاقد بنیان زبانشناسی و شعری در زبان فارسی ست .به همین طریق از بعد از نیما چون اساس کار شاعران طبع کاشتن با کاستن ظرافت های زبان شعری فارسی بود چندین جنبش بی تفسیر ازنظر شعری شکل گرفت و تقریبا جملگی به تاریخ پیوستند و حیات نیافتند.مشکل اصلی و بنیادین عدم توجه به خود زبان فارسی و امکاناتی که در توان دارد است . حال که تمایل شعری به استقلال از عروض است قرار نیست که شعر و نثر تعریف خود را از دست بدهد حتی آن دوره ی فارسی میانه که تحول خط و آشفتگی و گسیختگی کشور را در بر گرفته بود همزمان ، با اینکه تحول طبیعی شعر مسدود شد و عروض وارد بدنه شعر گردید با این وصف آن تحول تفسیر پذیر هم شعر را نجات داد هم زبان فارسی دری را و هم رستگاری شاعران در تاریخ را رقم زد.اینکه با کنار گذاشتن عروض ما شعر را بی تعریف بگذاریم و بر اساس تعارف شعر را شعر منثور بنامیم نه اکنون بلکه آیندگان جامعه ادبی را به ریشخند خواهند گرفت که آیا واقعا شاعران و ادبا جز کاشتن دغدغه ای برای این مهم نداشته اند؟ زبان فارسی در کاشته های قدما حسب توان شدید عروض ، اقسامی از نثر را از ادبی روان تا ادبی پیچیده در نظر گرفته اند که بواقع ازنظر زبانشناسی شعری به ذات زبان فارسی با استعانت از واج و سجع نزدیکتر ند زیرا سجع ریشه در واژگان زبان فارسی دارد تا مبنابی غیر از آن که نمونه های آن در آثار خواجه عبدالله انصاری و دیگر قدما موجود است، تا شعر عروضی که بنیان آن موضوع دیگریست .اما موضوع اکنون نگاه واقع بینانه به شعر بدور از نام شاعران است که بتوانیم با امکانات شعری زبان فارسی ، هم نثر را داشته باشیم با ویژگیهای حال حاضر که عموما با نام قالب سپید است هم شعری که تمایز آن آشکار باشد. زبان فارسی یک زبانی است که جابجایی ارکان در ساختار سبب زیبایی شناختی شعر میشود و همگام با آن التفات به واژگان با حداکثر شباهت در ویژگیهای واجی نه عمدتا سجع ، که خلاقیت مستقل و تخیل و مفهوم و احساس از بدیهیات در شعر محسوب می شوند.حال با این حال و روز شعر نه دلی هست که خود زبان فارسی را در یابد نه جسارتی که بیان کند تعریف شعر را گم کردن نمی تواند مانع از دیده شدن واقعیت نثر هایی شد که با هر عنوان ادبیات را فرا گرفته است.در اشعار کلاسیک چه به ضرورت وزن و چه خلاقیت شاعر در زیبایی آفرینی ارکان ساختاری را بهم می ریخت هدفمند و زیبا که در اشعار حافظ و سعدی و دیگر شاعران فراوان است اما اکنون بدون توجه به موضوع واج که خود مجموعه ای مشخصات انتزاعی و دستورات عصبی برای تولید آواست همین جابجایی اجزا جمله و یا گشتارهای نحوی کفاف نیستند .

در ادامه ی این آغاز به نقد واقع بنیان شعر در دوره کنونی پرداخته خواهد شد.

نویسنده : یاسر رییسوند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *