دریا

دل بیقرارمو این آسمون،یه هوای ابری و دریا و بارون

عاشقونه ی خاصی که می خواستی هست و، از خودت نیست یه نشون

دارم تو ساحل راه میرم، نیستی دستاتو بگیرم

هوا دو نفره س ولی نیستی کجایی؟من از هوای بی تو بودن بدجوری دلگیرم

نیستی به دلم داره غم میزنه، به چشام از غم داره نم میزنه

بارون چشام اینجا یه تنه، با اشکای آسمون هی قدم میزنه

شونه هام خیس اشک آسمونه، ساحل به این بزرگی واسم مثه زندونه

درسته بهاره اما من،تو دلم یه زمستونه

آسمون مثه من ازت دلگیره، از نبودت هی بهونه می گیره

میدونم بهاره اما شاید، تو دلش پاییز اسیر و گوشه گیره

آسمونم دلش پر درده،با اشکاش تو دریا دنبال ردی از نشونه هات می گرده

صدای هق هقش گوش دنیا را کر کرد اما، میبینی چه هوایی واسه برگشتنت جور کرده

غم آسمون به دلم میشینه، می خواد غم دلمو واسه خودش بچینه

وقتی اشک کم میاره میاد،به تماشای بارون چشام می شینه

خرابم ولی این حال خراب نداره سودی،آرزومه بمیرم تو این دریا همین زودی

نمیتونم از این آهنگ و دریا، از این حال و هوا بیزار باشم، چونکه میدونم تو بی شک عاشقش بودی

 

شاعر: فرشته امینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *