خوابهایم برای تو

از امشب

  خوابهایم برای تو

از این پس

باچشم های باز می خوابم

از اینجا به بعد

چشم هایم ازطلوع تا غروب نگاههای آشنا

میآید و می رود که

بیاید از طلوع چشم هایی که ندیدم

از اینجا به بعد

که تو چترت را نو می کنی

من از راههای پراز چتر رفته برمی گردم

ولی تو آمدنم را خواب نخواهی دید

از اینجا به هر کجا

  من بدون ساعت راه می روم

خورشید  هر روز که صبح را

از پنجره به عصر می برد

و پای سکوت ماه

به خاطره خیره می شود

از اینجا به بعد

دنیا زیر قدم هایم تمام می شود

و تو از دو چشم باز

که رو به آخر دنیامی خوابد

رو به چترهای رفته

تمام خوابهایم را خواهی دید…!!!

5 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *