حسن تو نهایت جمالست

حسن تو نهایت جمالست   لطف تو بغایت کمالست
با زلف تو هر که را سری هست   سر در قدم تو پایمالست
بی روی تو زندگی حرامست   وز دست تو جام می حلالست
باز آی که بی رخ تو ما را   از صحبت خویشتن ملالست
جانم که تذر و باغ عشقست   زین گونه شکسته پر و بالست
مرغ دل من هوا نگیرد   زانرو که چنین شکسته بالست
این نفحه‌ی روضه‌ی بهشتست   یا نکهت گلشن وصالست
این خود چه شمامه‌ی شمیمست   وین خود چه شمایل شمالست
خواجو بلب تو آرزومند   چون تشنه بشربت زلالست



0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *