جنگ نابرابر…

‍ نیست روزنه ای تا از آن
نور را سلامی کنم
و امیدی نمیباشد
تا پشتِ سنگره اندوه را شکوفه ای بکارم.

من به تمامی خودم نیستم
جسمی که فرمان آتش بس را خطا میپندارد،
و گلوله ها پس از دیگری
در من زخم می زاید،

صبح بدونِ خورشید زادگاه من است
کُنیَتِم پارسی است
و نام کوچکم عربی،

من در خود به انقراض میرسم
و هیچ دستی مرا نشان نخواهد داد

دروازه های جنگ را ببندید
تا هیچ گلی عادت به رویش کنارِ
خمپاره را نکند

#مسعوداسماعیلی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا امتیاز دهید*

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *