تو را دوست دارم

تو را دوست دارم…
تو را به سوزِ پدیده دوست دارم،
پدیده، بوسه‌ای ست که لب‌ را بر گونه‌های تو سکنی می‌دهد از شوق.
تو را به احترام واژه‌های هرز رفته‌ای که راه از بیراهه باز جسته اند.
به قدرت باران وقتی کویر، وام‌دارِ تنهایی‌‌ ست
و رویش اولین لبخند .
تو را به هیاهوی انتظار و جستجویی دوست دارم که به جاودانگی محکوم!
تو را به خبره‌ترین احساس
به چرخش باد از کرانه‌ی گیسو

به انعطاف کلامی

که حور محور خاموشی تو می‌چرخد
تو را به جهانی که زاده می‌شود در چشم…
زلال دوست دارم

تو را به سانِ داراییِ یک ابر، عمیق باید گریست

به احتمال سیاه و سفید موهایت

تو را شبیه خنده‌ی رنگین کمان امیدوارم
تو را

به رویکرد مجددی از عشق.

ساریا ابرا

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *