تورا دوست دارم و دیگر همین

تورادوست دارم برای غمت

سکوتِ سراسر پر از رفتنت

 

تورادوست دارم برای دمی

که دنیای من را به هم می زنی

 

تورا دوست دارم وَ حیرانی اَت

ندیدی مرا در پریشانی اَت

 

ندیدی که پر از تلاطم شدم

ندیدی که در اَندُهَت گم شدم

 

ندیدی که مُردَم از این انتظار

ندیدی وُ ماندم پی اَت استوار

 

ندیدی وُ خنجر زدی بر دلم

حواست نبود وُ تورا شاکرم…!

 

تورا شاکرم تا ابد، هر نفس

شکستی دلم را برای هوس

 

توراشاکرم بهترین یارِ من

که بستی خودت چوبهءدارِ من

 

توراشاکرم هر زمان چون هنوز

ندارم زِ سوزِ جگر شب وَ روز

 

ندارم تورا چون نمی خواهَمَت

گذارد زمان مرهمی بر غمت

 

ندارم تورا چون تویی بی وفا

سپردم خودم را به دست خدا

 

ندارم تورا…؛ شُکر وُ دیگر تمام

که گیرند عبرت از این خاصّ وُ عام…

شاعر: مریم اقبالیان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *