تنگه هرمز

“تنگه هرمز”

سوراخ جمجمه تنگ است

حرف

الماس دانه درشتی‌ست

گوش

شکست بلنگوست

و خونی که می‌زند بیرون

نمی‌شود بیرونی

الماس‌ها تقلبی شده‌اند

سوراخ جمجمه نه

وقت

تنگه‌ای ست مثل هرمز

می‌سوزد از داغ نفت‌کش‌هایی

که الماس خورده‌اند

الک شده‌ایم در تنگه

و مغزنان

در کفش دلقکی می‌خندد

که پا ندارد

ساریا ابرا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *