شعر آزاد

مطالب ادبی شعر آزاد

جدیدترین اشعار اعضا سایت شعر آزاد

برباد رفت

باد صبحگاهی پرده ی دلم تکاند خانه ی دلم ویراند بر باد رفت دنیایم #آتیا

زمستان که باشد بهارِ رویِ تو زودتر از غنچه ها می دَمَد #مـصـےمحنتیان

درد فراق

درد فراق شاعر رسول چهارمحالی(ساقی) —————————– با درد فراق  آشنایم کردی بر حسرت خویش مبتلایم کردی مجنون تو بودم و تویی لیلایم بر عشق وجود خود گدایم کردی افسوس بر این فراق درد آورمان ای چرخ فلک چرا جدایم کردی از دیده سرشک اشک بارید اما ای مرگ نظر غرق عزایم کردی خالیست درون خانه […]

شب چشمانت

در حادثه ی شب چشمانت در بن سیاه مژگانت جامانده بود روح غریب چشمان  عزادارت #آتیا

فریاد رسی نیست

فریاد رسی نیست شاعر رسول چهارمحالی(ساقی) ——————————— بی تو فریاد رسی نیست خودم می دانم بی تو من یکه و تنها و غمین می مانم این همه شعر و غزل را به امید کرمت همه را من به عنایات شما می خوانم تو کریمی و کرامت ز کریمان خواهند کشتی غمزده ام سوی شما می […]

سقوط

سقوط غم انگیز ترین حادثه ی دنیاست وقتی از چشمان تو باشد #آتیا

به گمانم دیشب

به گمانم،دیشب باز از کوچه ی تنهایی‌ِ خود رد شدم و دست هایت را باز می‌شد احساس کنم می‌شد احساس کنم باز کنارم هستی می‌شد احساس کنم هُرمِ نفسهای تورا پُر شد از عطرِ نفسهای تو حجمِ سینه ام چشمِ تو فانوسی آخرِ کوچه ی تنهاییِ من بود که من راه را گم نکنم نَدَهم […]

طلوع

درامتداد واپسین نفس های شب ، چشم هایم را به سوسوی ستارگان گره میزنم وغرق در راز درخشش آنها وزیبایی بی حدی که  همچو مروارید درخشان برچادر سیاه رنگ شب نقش بسته و برسر آسمان خودنمایی میکند  محو میشوم به انتظار طلوع می نشینم،،،میخواهم باچشمانم طلوع راکه سرلوحه امیداست ببینم..میخواهم سپیده صبح راباور کنم ، […]

اونم..!

هَم بِتو عشق دارم هَم نفرت از تو تا من یه مویِ باریکه بی تمامیّتِ تو ، روحم از جسمِ خَستَم بفکرِ تفکیکه دلِ من مثلِ شهرِ متروکس وسعتِ بودنت که کم میشه زیرِ پس لرزه هایِ رفتنِ تو پُشتِ دیوارِ خونه خَم میشه توو حکومت نظامیِ قهرت دستِ تو نقشِ ضدِّ آشوبه تویِ تَرکِ […]

مادر

مادرم رفت ز پیشم دیروز بر مزاری که در آن خانه گرفت پای من سست شد از این ماتم زندگی چهره ی خصمانه گرفت مادرم پاشو از این خاکستر سینه ی خاک سزاوار تو نیست گرمی خانه ی قلبم بودی بعدِ تو صاحبِ این غمکده کیست مادرم درد و بلایت به سرم خواهر کوچک من […]

دل نوشته

درم ای مهر لقا دیده تو. مادر ای بی انتها دریای مهر انگیز تو مادر ای بهتر از ناهید و مه سیرت ماه گون تو مادر ای مهر در نگا سینه پروین تومادرم ای لحظه تنهای می ود در گوش هنوز لای لای بر ننی جانم هنوز

غزل

آفتابی بر سر من سایه ات را پس بده گرمی لبخندهایت را به دنیا پس بده از نفس های دل انگیز و مسیحا گونه ات به زمستان دل من قدر یک “ها” پس بده صخره بودی تکیه گاه موج های خستگیم شانه ی سنگ صبورت را به دریا ‌پس بده بی حضورت از نوشتن باز […]

آثار و مطالب عمومی

اشعار شعرای کلاسیک

آثار فرهنگی و اجتماعی